|
با ثبت شرکتها لیگ فوتبال ایران حرفه ای شد؟ یا با معرفی اعضا هیات رئیسه ؟ و یا با قانون سقف قراردادها؟ اینکه اصلا همه می گویند لیگ حرفه ای دقیقا منظورشان چیه؟ یا اینکه اگر لیگ انگلستان با آن ساختار و درآمد چند هزار ملیارد تومانی اش اسمش لیگ برتر هست، پس چطور می شود اسم لیگ فوتبال ایران هم برترگذاشت؟
به قلم امیر صدیقی (مسئول سابق رسانه ای لیگ فوتبال)
با ثبت شرکتها لیگ فوتبال ایران حرفه ای شد؟ یا با معرفی اعضا هیات رئیسه ؟ و یا با قانون سقف قراردادها؟ اینکه اصلا همه می گویند لیگ حرفه ای دقیقا منظورشان چیه؟ یا اینکه اگر لیگ انگلستان با آن ساختار و درآمد چند هزار ملیارد تومانی اش اسمش لیگ برتر هست، پس چطور می شود اسم لیگ فوتبال ایران هم برترگذاشت؟ اصلا چرا آنقدر اصرار داریم بگوییم لیگ حرفه ای؟ اگر AFC را دور بزنیم آن وقت می شویم لیگ حرفه ای؟
در این یادداشت سعی بر این است که سرمنشا تفاوتهای اساسی دو لیگ حرفه ای در جهان فوتبال مشخص شود، شاید بتوان در انتها فکری برای نام لیگ فوتبال ایران کرد.
تاریخچه
فوتبال که در اواسط قرن 19 میلادی به ورزش محبوب انگلستان تبدیل شده بود توسط جمعی از فارغ التحصیلان مدارس خصوصی کشور در سال 1866 شکلی رسمی به خود گرفت و اولین فدراسیون فوتبال در جهان کار خودش را آغاز کرد. نکته قابل توجه اینکه لیگ فوتبال در انگلستان در سال 1885 به صورت حرفه ای در آمد.
دو نکته از همان ابتدا از اهمیت ویژه ای برخوردار است، یکی اداره فدراسیون و ساز و کار لیگ توسط افراد خبره و دیگری مفهوم حرفه ای شدن.
مدارس خصوصی یا به اصطلاح Public School که بر خلاف نامش مفهوم کاملی از مدارس خصوصی است، در قرن 17 میلادی تاسیس شدند.
انگلستان که در قرنهای 17، 18 و 19 میلادی به یکی از بزرگترین و ثروتمندترین امپراطوریهای جهان تبدیل شده بود، نیازمند به نیروهایی کارآمد بود که بتوانند در سرتاسر امپراطوری از شهرت و بدست آمده دفاع کنند.
در قرن 18 میلادی ورزش در این مدارس به شکل گسترده ای آغاز شد تا بدین وسیله به نوعی روحیه فرمان پذیری و زمینه بروز استعدادها ایجاد شود.
ورزش به بخش اصلی فعالیت شبانه روزی کودکانی که از سنین 6 تا 17 سالگی در این مدارس حضور داشتند تبدیل گشت. اوج شکوفایی و تولد ورزش مدرن در جهان نیز به همین مقطع از تاریخ باز می گردد، زمانی که ورزشهایی مثل فوتبال و راگبی توسط همین دانش آموزان ابداع و قانون مند شد.
و اما ورزش حرفه ای به مفهوم ساده به ورزشی گفته می شود که ورزشکاران برای فعالیت خود پول دریافت کنند یعنی آماتور نباشند. لیگ فوتبال در انگلستان در سال 1264 هجری شمسی به یک لیگ حرفه ای تبدیل شد.
فوتبال هم در ایران با اوج شکوفایی این ورزش حدود 36 سال بعد از حرفه ای شدن فوتبال در انگلستان آغاز گردید.
استارت اولیه لیگ برتر انگلستان به معنا امروزی بعد از حادثه ورزشگاه هیلزبرو در سال 1989 که منجر به کشته شدن جمعی از تماشاگران بر اثر ازدحام بیش از حد شد، خورد.
بعد از ارائه گزارش توسط کمیته حقیقت یاب در سال 1992 (1371 هجری شمسی) فدراسیون فوتبال انگلستان مصوب کرد که از این پس هر باشگاهی که در استادیوم خود صندلی به تعداد تماشاگران نداشته باشد در لیگهای اول کشور اجازه فعالیت ندارد و برای این مهم 2 سال مهلت داد.
باشگاهها مجبور به گرفتن وامهای کلان جهت انجام این قانون شدند. با تغییر نام لیگ برتر انگلستان و ارائه محصولی با کیفیت، قیمت فروش حق پخش تلویزیونی از رقم 5/6 میلیون پوند در سال 1989 به رقم 304 ملیون پوند (حدود 608 میلیارد تومان) در سال 1992 افزایش پیدا کرد.
این مبلغ در سال 2011 به بیش از 2400 میلیارد تومان رسید و بیش از 84 شبکه تلویزیونی در سراسر جهان خریدار این محصول شدند به طوری که در حال حاضر بیش از 600 میلیون نفر هر هفته این مسابقات را به نظاره می نشینند.
درسال 1380 برای فوتبال ایران هم اتفاق مشابه ای افتاد و در ورزشگاه شهید متقی ساری چندی از هموطنان به علت ازدحام بیش از حد و فرو ریختن بخشی از ورزشگاه جان خود را از دست دادند ولی بر خلاف انگلستان کمیته حقیقت یابی تشکیل نشد و در پی آن هیچکس هم قانونی وضع نکرد اما دقیقا در همان سال لیگ فوتبال ایران تغییرنام داد و لیگ حرفه ای ایران کار خودش را آغاز کرد.
در حال حاضر درآمد باشگاههای انگلستان از بلیط فروشی در همین ورزشگاهها به گونه ایست که تنها درآمد باشگاه دسته اولی لیستر در یک نیم فصل با درآمد کل لیگ ایران در پایان فصل برابری می کند!
مدیران حرفه ای
وقتی نگاهی گذرا به مدیران باشگاههای انگلستان بیاندازیم کمتر فردی را پیدا می کنید که حداقل کمتر از 20 سال در فوتبال حرفه ای این کشور تجربه و یا تحصیلات مرتبط نداشته باشد. گرچه همه چیز ریشه تاریخی دارد و از همان ابتدای کار روال بر این اساس بوده است. داستان مدارس خصوصی را که گفتیم در خاطر دارید که؟
در مورد لیگ حرفه ای ایران جایی برای صحبت نیست! چون همه چیز اظهر من الشمس است.
درآمدزایی
چطور می شود که یک برنامه تلویزیونی را 600 میلیون نفر در سراسر جهان نگاه می کنند و به یکی از ابزار پرقدرت جهت هرگونه فعالیت تبلیغاتی تبدیل می شود و بهترینهای دنیا در یک جا جمع می شوند ولی شاید به علت پخش یک سریال تلویزیونی مسابقات لیگ ایران پخش نشود چون که تعداد هواداران سریال بیش از مهمترین مسابقه لیگ است.
فکرش را بکنید روزی 5 نفر از بازیکنان حال حاضر منچستریونایند در لیگ ایران بازی کنند، آن وقت شاید شما هم حاضر باشید برای دیدن یک بازی لیگ برتر مبلغ بین 70 تا 320 هزارتومان بابت بلیط پرداخت کنید. حضور بازیکنان طراز اول جهان تنها یکی از راه کارها برای جذب مخاطب بیشتر است.
درآمد باشگاههای لیگ برتر انگلستان بسته به رتبه آخر فصل، خود درصدی از 2600 میلیارد تومانی است که فقط از حق پخش تلویزیونی عایدشان می شود و درآمد بلیط فروشی، اسپانسرینگ، محصولات تبلیغاتی، مدارس فوتبال و تورهای مسابقاتی در تابستان از دیگر منابع درآمدی باشگاههای لیگ برتری است.
در سال 2011 بیش از 92 درصد از ظرفیت استادیوم ها پر از تماشگر بوده است یعنی به طور میانگین 33000 نفر از هر بازی دیدن کرده اند.
تنها باشگاه لیورپول 60 درصد از ظرفیت استادیوم آنفیلد را به فروش بلیط های فصلی اختصاص داده بوده است، این یعنی درآمدی بیش از 100 میلیارد تومانی در یک فصل فقط از فروش بلیط های معمولی.
اگر شما خوش شانس باشید تا در لیست انتظار قرار نگیرید می توانید بازی را از باکس اختصاصی (اتاقهایی مجهز که دور تا دور استادیوم مشرف به زمین مسابقه وجود دارد) ببینید، هزینه تماشا مسابقات در یک فصل برای یک باکس اختصاصی به ظرفیت 10 نفر بسته به باشگاه برای مثال در استادیوم ریبوک بولتن 50 میلیون تومان و در ورزشگاه اولترافرد منچستریونایتد بیش از 130 میلیون تومان می باشد.
تعداد این اتاقهای لوکس بسته به گنجایش استادیوم بین 50 تا 100 عدد می باشد. حال اگر ماشین حساب داشته باشید می توانید در آمد باشگاهها را از این طریق نیز محاسبه کنید.
فروش لباسهای اورجینال تیم و سایر محصولات تبلیغاتی با نام باشگاه از لوازم حمام و آشپزخانه تا لوازم درون خودرو بخش دیگری از درآمدزایی باشگاهها می باشد.
باشگاه لیورپول در سال 2010 تنها 200000 عدد فروش اینترنتی داشته است و پیراهن این تیم به تنهایی 90 هزار تومان قیمت دارد. حال که چرا هیچکس حاضر نیست پیراهن استقلال و پرسپولیس را به این قیمت بخرد یا چند هزارتومان ناقابل بابت خرید پرچم رسمی تیم بدهد داستانی است که پایانی بر آن نیست.
درآمد خالص باشگاه منچسترسیتی که به تازگی سرمایه گذاری خود را در لیگ برتر آغاز کرده است در سال گذشته به رقمی بالغ بر 150 میلیون دلار رسیده بود که این باشگاه را در مکان پانزدهم جدول سودآورترین باشگاههای دنیا قرار داد. پیش بینی مدیران بازریابی و توسعه این باشگاه برای 5 سال آینده حضور در جایگاه پنجم این جدول است.
هواداران
در انگلستان از هر 10 نفر تنها شاید 2 نفر طرفدار یک تیم خاص باشند و اینطور نیست که همه چیز بین 2 رنگ تقسیم شده باشد.
در انگلیس حتی تیم دسته اولی هم تمام پتانسیل یک تیم لیگ برتری دارد و به سختی می توانید تفاوتی را احساس کنید. استادیوم ها همیشه مملو از تماشاچیان تیم میزبان است و تنها بخش کوچکی طبق قانون به هواداران تیم مهمان تعلق می گیرید.
اگر شما شما برای سالیان متمادی هوادار یک باشگاه باشید، نام شما در بخشی از استادیوم تیم محبوبتان درج می شود تا گوشه ای از زحمات شما را قدردانی کرده باشند.
باشگاه بولتون برای جذب هوادارن جدید برنامه های ویژه ای دارد که به عنوان مثال برای تمام کودکان شهر بولتون که تولد 7 سالگی خود را جشن می گیرند لباس تیم با نام کودک ارسال می گردد، شاید که کودک به عنوان هوادار آینده تیم به ورزشگاه بیاید.
این سیاستها به گونه ای دنبال شده است که در حال حاضر تمام بازیهای خانگی بولتون در استادیوم پر از هوادار برگزار می گردد، در صورتی که فاصله این شهر با منچستر که جایگاه 2 تیم بزرگ منچستر یونایتد و منچستر سیتی هست تنها 10 دقیقه می باشد.
حال چه شخص یا اشخاصی در ایران به فکر تماشاگر است و یا چه فردی به دنبال جذب هوادار نکته ای است که باید در معقوله ای جداگانه بررسی گردد.
چطور می شود در لیگ انگلستان قبل از شروع بازی هیچکس شما را هنگام ورود به استادیوم بازدید بدنی نمی کند و آوردن هرگونه خوراکی هم به داخل ورزشگاه مجاز است ولی کماکان هیچ اتفاق ناشایستی در استادیوم نمی افتد. حتما متوجه فاصله کم بین تماشاگران و بازیکنان در استادیوم در طول بازی شده اید. منچستر یونایتد غول لیگ برتر انگلیس در دیدار دربی در ورزشگاه خود بازی را با اختلاف 5 گل واگذار می کند ولی هیچکس حتی ته سیگاری را هم به عنوان اعتراض به زمین نمی اندازد. این تماشگرنما ها چه کسانی هستند و از کجا آمده اند؟
مگر انگلیسی ها بدترین یا به نوعی وحشی ترین تماشاگران دنیا فوتبال نبوده اند؟ اتفاقاتی نظیر آتش سوزی در بردفورد در اواخر دهه 80 میلادی که منجر به کشته شدن 56 نفر شد مگر در این کشور حادث نشده بود؟ پس چه معجزه ای اتفاق افتاد که این چنین موجب تغییرات شد و حال لیگ برتر انگلستان دارای بهترین تماشاگران فوتبال است و مردم برای گذراندن بهترین لحظات خود به استادیوم می آیند. ای کاش سٌر این کار بر فوتبال ایران هم آشکار می شد.
خصوصی سازی
شاید یکی دیگر از دلایل داشتن هواداران بومی، سهیم بودن مردم در تمامی ابعاد باشگاه باشد. باشگاه منچستریونایتد در حدود 110 سال پیش خصوصی شد و کل باشگاه به مبلغی در حدود 2400 پوند معامله گردید، و امروز مشتریان 6000 میلیارد تومانی در صف ایستاده اند.
در بهترین حالت ارزش این باشگاه 300 برابر ارزش بزرگترین باشگاه ایرانی است. حال اینکه در ایران دقیقا چه چیزی را می خواهند خصوصی کنند جای سوال دارد، مگر بزرگترین باشگاههای ما به غیر از نام دارای چیز دیگری هم هستند یعنی استادیوم یا زمین تمرینی هم از آن خود دارند؟
سقف قرارداد
لیگ انگلستان هم تا سالیان دراز قانون مشابه ای داشت، تا اینکه در سال 1961 یعنی 50 سال پیش این قانون برداشته شد. با برداشته شدن سقف قرارداد بازیکنان و مربیان قدرت بیشتری گرفتند و اتحادیه بازیکنان حرفه ای فوتبال انگلستان که این روزها در تدارک جشن 110 سالگی خود است به یکی از ارگانهای اصلی فوتبال جزیره تبدیل شده است که هیچکس نمی تواند نقش آنها را در پیشرفت فوتبال نادیده بگیرد.
امروز PFA یا همان انجمن بازیکنان لیگ حرفه ای در انگلستان برنامه های گسترده ای جهت آموزش بازیکنان برای دوران بازنشستگی، کنترل قراردادها و امور اجتماعی بازیکنان دارد.
جمع بندی
اینکه چرا اصلا لیگ ایران را با لیگ انگلستان مقایسه کردیم (البته نه در تمامی زمینه ها)، 2 دلیل داشت:
1- زادگاه فوتبال در انگلیس بوده است
2- لیگ ایران در روزهای اولیه مقرر بود تا با الگو گیری از لیگ جزیره ادامه مسیر دهد.
اینکه چطور شده است که همه می دانند که باشگاههای فوتبال ما هیچ درآمدی ندارند ولی به دنبال راه برای دور زدن قانون هستند و تنها به یک ثبت شرکتها بسنده می کنند و گامی برای خصوصی سازی بر نمی دارند سوالی است که سالیان سال است بی پاسخ مانده است.
لیگ ایران به یک مصرف کننده بزرگ تبدیل شده است که فقط پول بیت المال را می گیرد و محصولی بی کیفیت که در بازار جهانی ارزشی ندارد را تولید می کند. این همه انتقاد که بر این فوتبال است چرا راه بجایی نمی برد و تا کی می توان این ساز و کار را به این شکل جلو برد؟
باید منتظر بود و دید که چه وقت فوتبال ایران از این مقطع گذر خارج خواهد شد، حال که بیش از 10 سال گذشت.
منبع:ايپنا
کد; 529
گروه: تحلیل روز
|